در شرایطی که طول عمر متوسط کمپانیها در آمریکا و انگلیس به شدت کم شده (عمر متوسط کمپانیها از 67سال به 15 سال رسیده است)، بعضی از کمپانیها صد سالگیشان را جشن میگیرند و به نظر میرسد تا همیشه ماندگار خواهند بود. اما چه رازی پشت ماندگاری این کمپانیهای بزرگ وجود دارد؟ آیا این کمپانیها درسی برای آموختن به ما دارند؟
هاروارد بیزینس ریویو (Harvard Business Review) یک نشریه عمومی در مورد مدیریت است که توسط انتشارات هاروارد بیزینس سالانه منتشر میشود و امتیاز آن برای دانشگاه هاروارد است. این موضوعی است که دقیقا گروه پژوهش هاروارد بیزینس ریویو به آن پرداخته است.
برای پاسخ دادن به سوالات بالا، تیم پژوهشی هاروارد بیزینس ریویو 6 تا از کمپانیهای صدساله با عملکرد خوب را بررسی کردند:
- آکادمی موسیقی رویال: از مهمترین مدارس موسیقی در لندن
- رویال کالج هنر: از اصلیترین انجمنهای هنرمندان در بریتانیا
- کمپانی رویال شکسپیر: معتبرترین مجموعه فرهنگی هنری مختص اجرای پروژههای سینمایی و عمدتا نمایشی
- کالج اتون (Eton College): یکی از گرانقیمتترین و مهمترین مدارس انگلستان
- ناسا: که قطعا معرف حضور همهتان است. البته اگر اطلاعات بیشتری میخواهید میتوانید در ویکی پدیاتوضیحات بیشتری در مورد ناسا بخوانید.
- کمپانی ورزشی آل بلک: یکی از بزرگترین کمپانیهای ورزشی در بریتانیا
پژوهشگران هاروارد بیزینس ریویو، 5 سال وقت گذاشتند تا ببینند این کمپانیها چگونه کار میکنند و کدام جادویی آنها را در این جهان بیثبات، این چنین پایدار و سرپا نگه داشته است. پژوهشگران به زیر پوست این کمپانیها رفتند تا ببینند چطور نفس میکشند و چرا خون این شرکتها از بقیه رنگینتر به نظر میرسد؟ همه چیز را درباره آنها خواندند و با همکاران آنها مصاحبه کردند. این مقاله حاصل تمام آن 5 سال پژوهش است.
آکادمی موسیقی رویال در لندن
به طرز فوقالعاده جالبی تمام این کمپانیها با وجود کارهای متفاوتی که انجام میدادند، بسیار شبیه به هم بودند و جوری رفتار میکردند که شیوه تفکر سنتی مورد قبول اکثریت در حوزه مدیریت و بیزینس را به چالش میکشیدند.
پژوهشگران بعد از در میان گذاشتن این اطلاعات با تعداد زیادی کمپانی مثل اپل و رولز-رویس، به 12 سوال دست یافتند که هر سازمانی باید از خودش بپرسد. این سوالها کمک میکنند کمپانی شما در اوج باقی بماند و شما هم مثل صدسالهها ماندگار بشوید.
در حالیکه اکثر کمپانیها به فکر خدمات بیشتر به مشتری، به دست آوردن منابع، کارآمدی و بزرگتر شدن بودند، کمپانیهای صدساله سعی میکردند یک اجتماع شکل دهند، تخصصهایشان را با دیگران به اشتراک بگذارند و به جای بزرگتر شدن به بهتر شدن فکر میکردند. اما این فقط بخشی از داستان آنهاست. در این مقاله از اصول مهم این کمپانیها صحبت میکنیم و در ادامه 12 سوال که شما به عنوان صاحب کسبوکار باید از خود بپرسید را مطرح میکنیم.
یک توضیح برای اینکه ساختار این مقاله را بهتر درک کنید
قبل از هر چیزی لازم است بگویم که اساس این مقاله ترجمه است، اما بخشهایی توسط ویرایشگر (الینا الله بیگی) به آن اضافه شده. برای اینکه بخشهای تالیفی از بخشهای ترجمه جدا شود، آنها را در باکس سبز روشن قرار دادهایم.
شاید با خواندن این اصول فکر کنید که این حرفهای قشنگ به درد همان هاروارد، انگلستان و اروپا میخورد. اینجا ایران است و ما چیزهای مهمتری داریم که بخواهیم حل کنیم و فرسنگها با این حرفها فاصله داریم.بگذارید بگویم نه؛ خواهش میکنم اینطور فکر نکنید. اتفاقا در ایران مجال پیشرفت زیاد است و شما اگر فقط کمی به روز باشید، به سرعت از رقبایتان متمایز میشوید، حالا تصور کنید که بر طبق استانداردهای جهانی بخواهید مدیریت کنید. طولی نمیکشد که در این فضای سنتی کسب و کار اسم و رسم پیدا میکنید و طعم لذت بخش یک تغییر اساسی را احساس خواهید کرد و اما ببینیم این اصول چه هستند.
اصلیترین نقطه مشترک تمام این صدسالهها این است که تمام این شرکتها یک هستۀ مرکزی مستحکمدارند و در مقابل یک حاشیهای که بر خلاف این هسته مستحکم و غیرقابل نفوذ، بسیار انعطافپذیر و قابل گسترش است. من در این مقاله این دو بخش را تمام و کمال برای شما باز میکنم که چه اتفاقی در هر مورد میافتد.
بخش اول: هسته مرکزی و مستحکم
بخش دوم: ساختن حاشیهای انعطافپذیر
بخش اول: هسته مرکزی و محکم
اما این هستۀ مرکزی و مستحکم چگونه شکل میگیرد؟ این هستۀ مستحکم 3 ویژگی مهم دارد:
1- آنها به دنبال شکل دادن یک اجتماع هستند
آنها به شکل بسیار جالبی آیندهنگر هستند و چشمشان به 30 سال آینده است. آنها میدانند که برای تصاحب آینده به چیزی بیشتر از خدمات و مشتریان زیاد نیاز دارند. کسب و کارهای بزرگ یک جامعه کوچک برای خود میسازند؛ یک اجتماع. (اگر به این مسئله علاقهمندید، میتوانید مقالۀ ارزشهای برند را هم بخوانید)
اما این کمپانیهای بزرگ چگونه یک اجتماع ایجاد کردند و آنرا توسعه دادند؟
برای اینکه یک اجتماع حول کسب و کار خود ایجاد کنید، نیاز به آدمهایی دارید که به اجتماع شما بپیوندند، اجتماع آدمها نیاز به ساختن یک جهان دارد. جهانی که از قواعد خاص خود ساخته شده است. تمام این کسب و کارها جهان تازهای ساختند، جهانی که از افکار و باورهای متفاوتی ساخته شده بود و شرایط فعلی را به چالش میکشید.
آنها از تاثیر خودشان بر جامعه صحبت میکنند و سعی میکنند، افکار و باورهایی را در آدمها تغییر بدهند، نگرشهای تازهای بسازند و جهان تازهای خلق کنند. مثلا ناسا از اینکه چه تاثیری بر نوع بشر گذاشته حرف میزند، کالج اتون از آموزش رایگان 70 کودک محروم در سال صحبت میکند، و رویال کالج هنر میخواهد از طریق هنر و طراحی دنیا را تغییر دهد.